الشيخ محمد رضا المظفر ( مترجم وشارح : على محمدى )

129

أصول الفقه ( شرح اصول فقه ) ( فارسى )

دشمنان از سر اسلام و مسلمين و هزاران امر مهم ديگر وجود دارد كه پيامبر بايد به آنها بپردازد . حال با توجه به اين چهار نكته نتيجه مىگيريم : حال كه كوچ نمودن براى همهء مؤمنين از جهات گوناگون ناممكن است خداوند متعال به وسيلهء صدر اين آيه خواسته تخفيفى و ارفاقى در حق مكلفين داده باشد و اين كلفت را از دوش مؤمنان بردارد و آن اينكه وجوب نفر را از همگان برداشته منتهى اين تخفيف بدان معنا نيست كه حال كه همه نمىتوانيد كوچ كنيد پس بر هيچ‌كس واجب نيست كه برود و تفقه در دين كند و همگى بروند در منازل مشغول استراحت باشند و در قيامت هم معذور خير ، الضرورات تتقدر بقدرها ، يعنى قانون اولى و وظيفهء اصلى به حكم عقل اين بود كه همگى بايد كوچ كنند چون تعلم احكام واجب است و نفر هم طريق به آن است و وجوب طريقى دارد ، ولى اين امر ممكن نبود فلذا از دوش همه برداشته شد پس بايد راه آسان‌ترى نشان دهد كه جانشين طريقهء اولى باشد آن راه را در بخش بعدى ، يعنى ذيل آيهء نفر با فاء تفريع نشان داده است . مصنف گفته است كه با اين بيانات ما كاملا ملاحظه كرديد كه بخش نخستين آيه دخالت تام در استدلال به آيه دارد ، ولى درعين‌حال بزرگان به اين بخش توجه نكرده و آن را مورد غفلت يا تغافل قرار داده‌اند . بخش دوم ، يعنى ذيل آيه : در بخش او نكاتى را بيان كرديم كه فهرست‌وار مىآوريم : 1 . تعلم و معرفت دين عقلا واجب است . 2 . اين تعلم بايد يقينى باشد و نه ظنى و حدسى و وهمى . 3 . تنها راه تحصيل معرفت يقينى آن است كه مسلمانان به مدينه بروند و از حضور پيامبر شفاها احكام دين را بگيرند . 4 . نفر الجميع عملى نيست لتعذره او تعسره . 5 . چون جميع ممكن نيست شرع مقدس تخفيف داده و اين وجوب نفر را از دوش عموم برداشته است . 6 . ولى اين بدان معنا نيست كه پس اصل وجوب تعلم منتفى است و بر هيچ‌كس